الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

271

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

129 - بزرگى خالق نزد تو مخلوق را در چشم تو كوچك مىكند . 130 - امام عليه السلام از ميدان « صفين » باز مىگشت . بقبرستانى كه پشت دروازه كوفه بود رسيد ، رو به طرف قبرستان كرده فرمود : اى ساكنان خانه‌هاى وحشتناك ، و مكانهاى خالى و قبرهاى تاريك ! اى خاك‌نشينان ! اى غريبان ! اى تنهايان ! اى وحشت زدگان ! شما در اين راه بر ما پيش قدم شديد و ما نيز به شما ملحق خواهيم شد . ( اگر از اخبار دنيا بپرسيد به شما مىگويم ) اما خانه‌هايتان را ديگران ساكن شدند ، همسرانتان به ازدواج افراد ديگر در آمدند ، و اموالتان تقسيم شد ، اين خبرى است كه در نزد ما است ، در نزد شما چه خبر ؟ سپس رو به اصحابش كرده ، فرمود : هر گاه به آنها اجازه سخن داده شود به شما خبر مىدهند كه « بهترين زاد و توشه در سفر آخرت پرهيز كارى است » « 1 » ( 604 . ) 131 - امام عليه السلام از كسى شنيد مذمت دنيا مىكند فرمود : اى كسى كه نكوهش دنيا ميكنى در حالى كه تو خود بغرور دنيا گرفتار شده‌اى ، و فريفتهء باطلهاى آن هستى ، آيا تو خود مغرور به دنيا هستى و سپس مذمت آن مى - كنى ؟ تو از جرم دنيا شكايت دارى يا دنيا بايد از جرم تو شكايت كند ؟ كى دنيا تو را گول زده و چه موقع تو را فريب داده است ؟ آيا به محل سقوط پدرانت در دامن فنا ، يا به خوابگاه مادرانت در زير خاك تو را فريب داده ؟ چه اندازه با دست خود بيماران را پرستارى كردى ! ؟ در كنار بستر آنها مراقب آنان بودى ، در خواست شفاى آنها را نمودى و از طبيبان براى آنها دارو خواهش كردى ،

--> 1 - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 197 .